تبلیغات
مددکاری اجتماعی - گنجشک و آتش

امروز:

گنجشک و آتش

» نوع مطلب : متفرقه (شعر، جمله و ...) ،


گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد
و برمی گشت .
پرسیدند :
چه می کنی؟
پاسخ داد:
در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم .

گفتند:
حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است
و این آب فایده ای ندارد
گفت :
شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ،
اما آن هنگام که خداوند می پرسد :
زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟
پاسخ می دهم :
هر آنچه از من بر می آمد...


نوشته شده در : شنبه 6 آبان 1391  توسط : سجاد مجیدی پرست.    نظرات() .

choc
سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 05:05 ق.ظ
This design is wicked! You obviously know how to keep a reader amused.
Between your wit and your videos, I was almost moved to start my own blog (well,
almost...HaHa!) Great job. I really enjoyed what you had to say, and more than that, how you presented it.
Too cool!
Sal
جمعه 17 آذر 1396 05:15 ب.ظ
Hi there, just became aware of your blog through Google, and found that
it is really informative. I'm going to watch out for brussels.
I'll be grateful if you continue this in future. Numerous people will
be benefited from your writing. Cheers!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر