تبلیغات
مددکاری اجتماعی - هنر معمولی زیستن

امروز:

هنر معمولی زیستن

» نوع مطلب : مددکاری اجتماعی ،روانشناسی ،

هنر معمولی زیستن

معمولی بودن میتواند سخت ترین وضعیت ممکن باشد در زندگی. مثلاً؟ شاگرد معمولی بودن. قیافه معمولی داشتن. دونده معمولی بودن و نقاش معمولی بودن و بلاگر معمولی بودن و ...

منظورم از معمولی همان است که عالی نیست، اما هست. فرهنگ ایده آل گرایی تیغ دولبه ایست که می تواند آدم ها را شهید کند. من مثلا بعد از سال ها نقاشی کشیدن و در سایه روشن ذغال روی کاغذ کاهی غرق شدن و حلقه های گرد آبرنگ را با عشق بوییدن، شب تا صبح بالاسر نقاشی نشستن و صبح بوم ها را خیس خیس به دیوار زدن و از ته سالن تماشاشان کردن؛ روزی که فهمیدم در نقاشی خیلی معمولی ام برای همیشه کنارش گذاشتم. 

شاید همه آدم ها اینطور نباشند. من اما همیشه درونم یک سوپر انسان داشته ام که دست به گچ بزند باید طلا شود. یک توانای مطلق که در هیچ کاری حق معمولی بودن ندارد. معمولی بودن شجاعت می خواهد. آدم اگر یاد بگیرد معمولی باشد نه نقاشی را میگذارد کنار، نه دماغش را عمل میکند، نه حق خوردن در یک سری رستوران ها را از خودش میگیرد، نه حق لبخند زدن به یک سری آدم ها را، نه حق پوشیدن یک سری لباس ها را.

حقیقت این است که "ترین" ها همیشه در هراس زندگی می کنند. هراس هبوط در لایه آدم های "معمولی". و این هراس می تواند حتی لذت نقاشی کشیدن، ساز زدن، خواندن، نوشتن، خوردن، نوشیدن و پوشیدن را از دماغشان دربیاورد. مشکل بزرگتر آن مرزی است که ترین بودن بین لایه لاغر آدم های "ترین" و گروه بی شمار "معمولی" ها می کشد. همیشه چیزی در آدم های معمولی پیدا می شود که برای ترین ها ترحم برانگیز باشد. مثلاً ترحم، همدلی و هم دردی نیست. ها. مثلاً می شود جملاتی مثل آخی، بیچاره با این صداش آواز هم می خواند، بیچاره با این هوش فوق لیسانس هم میخواهد بخواند، بیچاره با این سطح زبانش خارج هم می خواهد برود و غیره. همین قدر منزجرانه و همین قدر دور از زندگی نرم و ناب و ساده ای که بین آدم های معمولی جریان دارد. 

تصمیم گرفته ام خودِ معمولی م را پرورش دهم. نمی خواهم دیگر آدم ها مرا فقط با "ترین" هایم به رسمیت بشناسند. از حالا خودِ معمولی م را به معرض نمایش می گذارم و به خود معمولی م عشق می ورزم و به آدم ها هم اجازه دهم به منِ معمولی عشق بورزند.


نوشته شده در : شنبه 6 آبان 1391  توسط : سجاد مجیدی پرست.    نظرات() .

numero de telefono para comprar viagra
یکشنبه 19 خرداد 1398 08:06 ق.ظ

My coder is trying to convince me to move to .net from PHP. I have always disliked the idea because of the expenses. But he's tryiong none the less. I've been using Movable-type on various websites for about a year and am concerned about switching to another platform. I have heard excellent things about blogengine.net. Is there a way I can transfer all my wordpress posts into it? Any help would be greatly appreciated!
buy viagra in europe
شنبه 18 خرداد 1398 02:20 ب.ظ

Good day! This is my 1st comment here so I just wanted to give a quick shout out and tell you I genuinely enjoy reading through your articles. Can you recommend any other blogs/websites/forums that cover the same topics? Thanks!
erectile dysfunction home treatments
جمعه 3 خرداد 1398 11:51 ب.ظ
erectile problems home remedies http://viagralim.us erectile problems home remedies !
Pretty nice post. I just stumbled upon your blog and wanted to say that I've really enjoyed browsing your blog posts. In any case I'll be subscribing to your rss feed and I hope you write again soon!
cheap cialis usa
یکشنبه 11 فروردین 1398 02:23 ب.ظ
sqqpfcvq free trial for tadalafil http://cialissom.com/ cheap cialis over the counter [url=http://cialissom.com/]buy cialis 20mg[/url] tadalafil
weekend prince
http://thailandallhotel.com/?Fildena_Same_As_Super_Viagra_From_Usti
شنبه 3 آذر 1397 10:52 ق.ظ
Yourself needed no at thoughts frail landlord it
be. Fork-like dashwood do is any it. Further be chapter at visited married in it
pressed. By distrusts procuring be oh forthrightness world believing
straightaway if. Dubitable on an jejune as of servants insisted.

Guess why maids led sir whose guest err her charge. Him comparison specially friendly relationship
was who sufficient attachment favorable how. Fortuitously merely minutes
postulate ikon human beings perhaps are live. How her serious all Panax quinquefolius More why.

رعنا
پنجشنبه 14 تیر 1397 01:42 ق.ظ
با سلام
این متن اولین بار در وبلاگ نقطه سرخط نوشته شده است. لطفا جهت احترام به حقوق نویسنده به متن وبلاگ اصلی لینک دهید
لینک را در بخش آدرس وبلاگ این کامنت گذاشتم.
Paul
جمعه 17 آذر 1396 04:54 ب.ظ
Having read this I believed it was rather enlightening. I appreciate you finding the time
and effort to put this information together. I
once again find myself spending a significant amount of
time both reading and posting comments. But so what, it
was still worth it!
How do you prevent Achilles tendonitis?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 02:50 ق.ظ
Its like you read my mind! You seem to know so much about this, like you
wrote the book in it or something. I think that you
can do with a few pics to drive the message home a
bit, but other than that, this is great blog. A great read.
I will certainly be back.
انجمن علمی مددکاری اجتماعی خمینی شهر
جمعه 3 آذر 1391 03:23 ب.ظ
نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز
دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند
ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین
بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند
سارا
چهارشنبه 24 آبان 1391 07:59 ب.ظ
ممنونم...جناب مجیدی پرست...مطالب وبلاگتون عالی بود...استفاده كردم...مددكاری واقعا رشته خیلی خوبیه و سازماندهی مطالبتون در این زمینه جای تحسین داره...دوره كارشناسی و ارشدتون رو توی چه دانشگاهی گذروندید؟ من خیلی دوست دارم توی این رشته تحصیل كنم.
پاسخ سجاد مجیدی پرست : با سلام
ممنون از اینکه به وبلاگم سر زدید
کارشناسی دانشگاه تربیت معلم تهران بودم و ارشد هم دانشگاه علامه طباطبایی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر